به چشم بر هم زدنی از محیط باغ بهشتی خودمان خارج شدیم ما وارد باغ بسیار بزرگ و زیباتری شدیم که از انچه دیده بودم بسیار با شکوه تر و زیباتر بود.
جماعتی نشسته بودند من و پدر در کنار آن ها قرار گرفتیم در مقابل ما حضرت رسول اکرم (ص) قرار داشت زیبا و نورانی سنی حدود بیست و پنج تا سی سال داشتند.
1 مشغول صحبت شد و من و دیگران سراپا گوش بودیم احساس میکردیم تمام حقایق هستی از سوی پیامبر به ما منتقل می شد به تعبیر دنیایی 1کس پلک نمی زد همه محو جمال بی مثال پیامبر بودند حتی حضرت یوسف
خوش به سعادتشون هیچ لذتی در بهشت بالاتر از این نیست که انسان در محضر پیامبر باشد خیلی جالب و شیرین بود این مبحث کتاب حتی صحبتهای پیامبر رو در این کتاب اوردن که چه سخنرانی داشتند ولی چون زیاد هست نمیتونم بیارم اینجا خیلی خیلی شیرین بود خدا قسمت ما هم بکنه
برچسب:
نویسنده: کیانوش نصیری